تبليغاتX
اقتصاد ایران
تحلیل اقتصاد ایران
رقم پايه هر بشكه نفت در برنامه چهارم 19 دلار بوده اما در حال حاضر قيمت هر بشكه نفت خام اوپك به 110 دلار رسيده و قيمت نفت ايران نيز از مرز 110 دلار گذشته است در نتيجه كارشناسان اقتصادي پيش بيني مي كنند با تداوم روند فعلي رشد بودجه هاي سالانه، اهداف كمي و ارقام و جداول برنامه پنجم توسعه با برنامه چهارم تفاوت خواهد داشت و چنين روندي با باز گذاشتن دست دولت در سال هاي اول برنامه پنجم به افزايش هزينه ها منجر خواهد شد و در سال هاي بعد تورم بيش تر را در پي خواهد آورد. طبق پيش بيني اكونوميست و صندوق بين المللي پول، توليد ناخالص داخلي ايران به زودي به مرز 350 ميليارد دلار خواهد رسيد و تداوم رشد اقتصادي پنج تا هفت درصدي طي پنج سال آينده به خاطر رشد قيمت نفت براي ايران محتمل است. البته در كنار اين رشد اقتصادي رشد نقدينگي 35 تا 40 درصدي و تورم 20 درصدي را نيز پيش بيني كرده اند.رشد قيمت نفت نيز با يك تاخير دو يا سه ساله از طرفي درآمد و مخارج دولت را افزايش مي دهد و دست دولت را باز مي كند تا رشد اقتصادي شش درصدي داشته باشد. اما از طرف ديگر با رشد قيمت نفت و تورم جهاني، واردات گران تر مي شود و پس از دو سال، شيريني افزايش درآمد نفت در دو سال گذشته را به تلخي افزايش تورم جهاني تبديل مي كند و در داخل كشور نيز رشد نقدينگي به افزايش تورم مي انجامد.
تداوم اين روند به چند برابر شدن رشد بودجه عمومي، نقدينگي و قيمت كالاها منجر مي شود و دولت را با مشكل تورم بيش تر مواجه خواهد كرد و اين پرسش را ايجاد مي كند كه چرا با وجود تلاش بيش تر دولت و مردم و كارمندان، تورم و گراني كالاها و فقر بيش تر مي شود. به عبارت ديگر،رشد تورم و نقدينگي به خاطر افزايش مخارج ارزي دولت و برداشت از حساب ذخيره ارزي و تبديل آن به ريال از طريق افزايش پايه پولي پرقدرت توسط بانك مركزي ادامه خواهد داشت. مگر آن كه تدوين كنندگان برنامه پنجم تجربه كشورهايي مانند تركيه در كاهش تورم 100 درصدي به زير 10 درصد از طريق كاهش مخارج دولت و بودجه هاي عمومي را لحاظ كنند.
چنين اقدامي جز از طريق انضباط مالي دولت، صرفه جويي و تثبيت مخارج دولت، كنترل و كاهش كارمندان و ارايه فعاليت هاي خدماتي دولت به پيمانكاران بخش خصوصي از يك سو و ايجاد صندوق ذخيره ارزي به جاي حساب ذخيره ارزي مانند تجربه نروژ و كشورهاي ديگر امكان پذير نيست. در كشور نروژ، دولت تنها مي تواند 20 درصد از سود سالانه صندوق ذخيره ارزي را برداشت كند و صندوق ذخيره ارزي پول نفت يا مازاد آن را در خدمت بخش خصوصي و طرح هاي همراه با بهره وري به كار مي گيرد. به عبارت ديگر، دولت با ايجاد شرايط كسب و كار بهره ور، رشد توليد و مصرف، از طريق ماليات بر ارزش افزوده، ماليات بر مصرف و توليد، مخارج خود را تامين مي كند. شادروان دكتر حسين عظيمي نيز با تاكيد بر مطالعات تفصيلي و ضرورت ايجاد نهادهاي مختلف اجتماعي و اقتصادي، معتقد بود كه دولت بايد بندناف بودجه از نفت را قطع كند و پول نفت طبق وظيفه اوليه سازمان برنامه كشور در خدمت عمران و توسعه كشور باشد و از كارآفرينان كشور حمايت و از طريق ماليات ها مخارج خود را تامين كند. چنين دولتي، ضمن آن كه رشد نقدينگي و تورم را از طريق كاهش وابستگي يا حداقل تثبيت رقم نفت در بودجه كنترل خواهد كرد، در مقابل مالياتي كه از مردم خواهد گرفت، در اجراي وظايف خود پاسخ گو خواهد بود و به جاي شركت داري، بانكداري و تجارت، به وظايف اصلي خود يعني ايجاد دادگستري ارزان و قابل دسترسي، ايجاد امنيت و خدمات انتظامي، آموزشي، بهداشتي، كنترل رشد جمعيت و افزايش عرضه مسكن و ... خواهد پرداخت. اما در صورتي كه قرار باشد درآمد نفت همچون سه سال گذشته از طريق رشد 20 درصدي بودجه هاي سالانه و برداشت بيش تر از حساب ذخيره ارزي تبديل به ريال و پايه پولي و نقدينگي و تورم شود به معناي استفاده نامطلوب از درآمد نفت خواهد بود.اما اگر دولت با تشكيل صندوق ذخيره ارزي در برنامه پنجم، پول نفت را به سمت كارآفرينان هدايت كند و دور و تسلسل تبديل ارز نفتي به ريال، نقدينگي، تورم و واردات بيش تر و تورم داخلي و جهاني را تبديل به رشد بخش خصوصي، ماليات بيش تر، اشتغال بيش تر و كاهش وابستگي به نفت كند و بخشي از درآمد نفت و سود صندوق ذخيره ارزي را براي واردات كالاهاي معيشتي در نظر بگيرد به تدريج نگراني از رشد شديد قيمت نفت و تورم فزاينده در سال هاي آينده را كنترل خواهد كرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:27  توسط محسن شمشیری  | 

افزايش سهم نفت از منابع بودجه عمومي كشور   

 

 

با افزايش درآمد نفت، وابستگي مستقيم بودجه دولت به فروش نفت و حساب ذخيره ارزي به بيش از 55 درصد و وابستگي غيرمستقيم دولت به نفت از طريق ماليات هاي غيرمستقيم و ساير درآمدها نيز به بيش از 20 درصد رسيده و عملا سهم نفت را در بودجه و درآمدهاي دولت به بيش از 75 درصد افزايش داده است.

اين ساختار مالي و بودجه اي، عملا سهم ماليات هاي مستقيم كه كم ترين وابستگي را به نفت دارند. به 17 درصدي كاهش داده است و در صورتي كه درآمد نفت كاهش شديد داشته باشد و قيمت نفت با نوساني در بازار جهاني روبه رو شود، عملا تامين هزينه هاي جاري و عمراني و برنامه هاي دولت را با مشكل جدي روبه رو مي كند. به عقيده كارشناسان اقتصادي، در سال 86 با توجه به درآمد نفت 70 ميليارد دلاري كشور، دولت بودجه عمومي 73 هزار ميليارد توماني خود را با حداكثر استفاده از نفت براي تامين مخارج خود اجرا كرد و در شش ماهه اول سال درآمد مالياتي 804ر9، فروش نفت و برداشت از حساب ذخيره ارزي 793ر16 و ساير درآمدها 582ر3 ميليارد تومان بوده است و به اين ترتيب وابستگي به نفت به صورت شكلي 56 درصد بوده است اما به عقيده كارشناسان از آن جا كه ماليات هاي غيرمستقيم نيز وابستگي زيادي به درآمد نفت دارند عملا سهم ماليات ها به شكل واقعي كم تر از 20 درصد و سهم نفت حدود 75 درصد است. در سال 87 نيز با توجه به برداشت بودجه اي 36 ميليارد دلاري دولت از حساب ذخيره ارزي، پيش بيني مي شود كه به طور مستقيم و غيرمستقيم بيش از 60 ميليارد دلار از درآمد نفت از طريق بودجه دولتي هزينه شود و همين امر باعث شده كه سهم ماليات ها به حدود 34 درصد و سهم ماليات مستقيم كه وابستگي كم تري به نفت دارد به 17 درصد محدود شود.

بررسي وضعيت مالي دولت در سال هاي 84 تا شش ماهه اول 1386 نشان مي دهد كه درآمدهاي مالياتي به ترتيب 13 هزار و 457 ميليارد تومان در سال 84 و 15 هزار و 162 ميليارد تومان در سال 85 بوده است.

اين در حالي است كه سهم درآمد نفت به طور مستقيم در اين دو سال 634ر18 و 188ر18 ميليارد تومان و برداشت از حساب ذخيره ارزي نيز كه باز هم به نفت وابسته است در دو سال 84 و 85 معادل 938ر6 و 257ر14 ميليارد تومان بوده است.

رقم ساير درآمدها نيز در اين دو سال 580ر6 و 950ر7 ميليارد تومان و واگذاري شركت هاي دولتي نيز در اين دو سال به ترتيب 178 و 82 ميليارد تومان بوده است.

به عبارت ديگر سهم نفت در سال 84 بيش از 25 هزار و 500 ميليارد تومان يا 26 ميليارد دلار و در سال 85 بيش از 32 هزار و 400 ميليارد تومان يا 33 ميليارد دلار بوده و سهم نفت از بودجه عمومي دولت را به طور مستقيم و غيرمستقيم به بيش از 60 درصد افزايش داده است و سهم كل ماليات ها به 30 تا 34 درصد محدود شده است.

 

سهم كم ماليات ها به منابع درآمدي دولت

 

بررسي درآمدهاي مالياتي دولت در بودجه هاي سالانه و نسبت آن به بودجه عمومي نشان مي دهد كه در سال هاي 1379 تا 1386 نسبت كل ماليات ها به كل منابع بودجه عمومي دولت، حدود 5/27 تا 31 درصد بوده است. نسبت ماليات ها به منابع لايحه بودجه عمومي سال 1387 نيز حدود 34 درصد برآورد شده بود كه بعد از تغيير اقلام درآمدي بودجه و افزايش حجم بودجه عمومي از 79 هزار ميليارد تومان لايحه به 93 هزار ميليارد تومان مصوب مجلس اين نسبت حدود 2/23 درصد برآورد مي شود.

اين نسبت ماليات ها به منابع بودجه عمومي، نشان دهنده سهم كم ماليات ها به منابع درآمدي دولت است و به اين معناست كه دولت از محل درآمد نفت، فروش شركت هاي دولتي و فروش اوراق مشاركت بايد هزينه هاي خود را در بودجه هاي سالانه تامين كند. به عقيده برخي كارشناسان، پايين بودن سهم ماليات ها از منابع عمومي دولت، طبق استانداردهاي بودجه نويسي جهان به معناي كسري بودجه و فروش دارايي ها و ثروت ملي است و در اقتصاد ايران وابستگي به نفت به علت رشد شديد حجم بودجه جاري و عمراني به بيش از 50 تا 70 درصد در سال هاي اخير افزايش يافته است. در چارچوب بودجه سال 1387 كه برداشت از منابع نفت 7/17 ميليارد دلار و برداشت از حساب ذخيره ارزي نيز 36 ميليارد دلار پيش بيني شده در عمل وابستگي دولت به نفت را به 7/53 ميليارد دلار افزايش داده و سهم ماليات ها و ساير منابع نيز بين 23 تا 34 درصد برآورد شده است.

اما برخي كارشناسان معتقدند كه ماليات ها شامل دو دسته ماليات مستقيم و غيرمستقيم است كه ماليات غيرمستقيم نيز به واردات كالاها و فروش كالا وابسته است و چون بخش عمده اي از كالاهاي وارداتي از محل ارز حاصل از فروش نفت تامين مي شود در نتيجه مي توان گفت كه ماليات بر واردات و ماليات غيرمستقيم نيز به نوعي وابسته به نفت است. در نتيجه، در برآورد ميزان استقلال منابع بودجه و سهم منابع غيرنفتي بودجه عمومي، بايد توجه داشت كه ميزان ماليات مستقيم و سهم آن از بودجه عمومي حايزاهميت است.

از اين رو، محاسبه سهم ماليات هاي مستقيم كه به توليد و فعاليت هاي اقتصادي داخلي وابسته است از بودجه عمومي كشور نشان مي دهد كه حدود 18 درصد بودجه عمومي از محل ماليات هاي مستقيم تامين مي شود. نسبت ماليات مستقيم به بودجه عمومي در سال 79 معادل 2/18 درصد بوده و اين نسبت در سال هاي 84 تا 86 به ترتيب، 88/17، 82/17 و 48/18 درصد بوده است. نسبت ماليات مستقيم به منابع بودجه عمومي طبق لايحه بودجه سال 1387 معادل 2/17 درصد بود اما پس از تغيير ارقام بودجه در مجلس، به نظر مي رسد كه اين نسبت معادل 61/14 درصد باشد البته براي مقايسه درست اين نسبت بايد رقم بودجه عمومي را بدون رقم 12 هزار ميليارد توماني شفاف سازي انرژي در نظر گرفت كه با اين فرض، نسبت ماليات مستقيم به بودجه عمومي 81 هزار ميليارد توماني، 17 درصد خواهد بود.

كارشناسان، پايين بودن سهم زير 20 درصد ماليات هاي مستقيم به بودجه عمومي را نشانه افزايش سهم نفت از درآمدهاي دولت ارزيابي كرده اند و براي افزايش سهم ماليات ها پيش بيني مي كنند كه پايه مالياتي گسترش يافته و سيستم هاي ماليات بر ارزش افزوده اجرايي شود تا از فرارهاي مالياتي جلوگيري كند. همچنين رشد بخش خصوصي و تقويت سرمايه گذاري و توليد بخش خصوصي، شرط اصلي گسترش ماليات هاي مستقيم است.

 

  

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 17:17  توسط محسن شمشیری  |