|
|
|
|
|
در حالی که بسیاری از اقتصاددانان، دست اندرکاران کسب و کار، مدیران بانک ها و بیمه ها و تحلیلگران اقتصادی در آمریکا، اروپا و حتی شرق آسیا، به «برتن وودز» دوم می اندیشند... تا با برگزاری یک کنفرانس جهانی، شرایط سرایت رکود و بحران مالی اخیر آمریکا به بازارهای مالی و پولی جهان را بررسی کنند و راهکارهایی برای خروج از وضع کنونی و جلوگیری از ورشکستگی بانک ها، بیمه ها و بورس های جهانی پیدا کنند، افرادی چون «هوگو چاوس» رئیس جمهور ونزوئلا معتقدند نباید منتظر بمانیم تا آمریکایی ها با برگزاری «برتن وودز» دیگری به نجات اقتصاد جهان بیایند. باید کاری کنیم که اقتصاد جهان بدون مداخله آمریکا به روند طبیعی برگردد و از بحران خارج شود زیرا آنچه اتفاق افتاده نتیجه سیاست های مقامات سیاسی و اقتصادی واشنگتن است. اگرچه بسیاری از اقتصاددانان، بحران و رکود را نتیجه بحران های ادواری اقتصاد سرمایه داری می دانند و برخی صاحب نظران همچون کارل مارکس، بحران را نتیجه طبیعی اقتصاد سرمایه داری ارزیابی کرده اند که به صورت ادواری از مرحله ای به مرحله دیگر جهش می کند و در درون خود با تناقض و تضاد روبه رو است و در دو یا سه دهه یک بار اتفاق می افتد اما برخی کارشناسان مالی در آمریکا معتقدند به خاطر بی مسوولیتی بانک های آمریکا در ارزیابی قدرت پرداخت مصرف کنندگان و خریداران آمریکایی، اقساط وام های خرید خانه عقب افتاد و بانک ها و بیمه ها را دچار مخاطره کرد. برخی اقتصاددانان نیز معتقدند بر اثر افزایش قیمت نفت، هزینه های تولید و قیمت کالاهای مصرفی بالا رفت و باعث شد مصرف کنندگان آمریکایی، خرید کالاهای بادوام مانند مسکن و خودرو را در اولویت بعد از خوراک، تحصیل و پوشاک قرار دهند و همین امر باعث کسادی و رکود در بازارهای مالی شد و به تدریج به سایر بازارهای جهان رخنه کرد و حتی بازار خودروسازان ژاپنی، بورس های آسیا و بانک های اروپا را نیز دربر گرفت. تحلیلگران اقتصادی تاکید دارند این بحران مانند یک بیماری دوره ابتدایی و نقاهت و بهبودی دارد و هرگونه دخالت دولت مانند کمک 700 میلیارد دلاری دولت آمریکا نیز نمی تواند مانع آن شود و از شدت آن بکاهد. بنابراین باید صبر کرد تا اقتصاد، این بیماری را به تدریج و به صورت طبیعی از تن خارج کند. جمهوریخواهان در آمریکا که طرفدار اقتصاد آزاد و مکانیسم قیمت ها و تخصیص منابع هستند با کمک 700 میلیارد دلاری به صورت مشروط و با لحن محافظه کارانه موافقت کرده اند و معتقدند کمک دولت نمی تواند مشکل را در کوتاه مدت ریشه کن کند. حتی رئیس دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا، خانم نانسی پلوسی به دنبال سقوط 777 واحدی شاخص داوجونز در ارتباط با رد طرح کمک 700 میلیارد دلاری در مجلس نمایندگان خطاب به بورس وال استریت گفت: «مهمانی تمام شده است.» این سخن نشانه این واقعیت است که تقریباً افکار عمومی جهان، تنها کمک مالی دولت آمریکا را راهکار تلقی نمی کند و به دنبال مجموعه ای از راهکارهای سیاستی مالی و پولی هستند تا بورس، بانک ها و بیمه ها را در آمریکا، اروپا و آسیا با بهبود کسب و کار نسبی مواجه کند. بر این اساس، بسیاری از کارشناسان توصیه می کنند همان طور که در سال 1944 و در پایان جنگ جهانی دوم، کنفرانس «برتن وودز» در نیوهمپشایر آمریکا با شرکت 44 کشور جهان که ایران هم جزء آنها بود توانست با تشکیل صندوق بین المللی پول، بحران های مالی را کاهش دهد و بانک ترمیم و توسعه و بانک جهانی با ارائه وام و برنامه اصلاحات اقتصادی به کشورها کمک کردند. در شرایط کنونی و در سال 2008 نیز لازم است «برتن وودز دوم» تشکیل شود تا راهکارهای تازه ای پیگیری شود چون هنوز پس از گذشت 63 سال از کنفرانس «برتن وودز»، با عطسه اقتصاد آمریکا، تب ولرز دچار اقتصاد سایر کشورها می شود و بورس ها و بانک ها و بیمه ها یکی پس از دیگری دچار التهاب، نوسان و بحران می شوند. از این رو، اصلاحات جدیدی در نظام مالی جهان لازم است تا راهکار جدیدی را برای کاهش آثار بحران در اقتصاد آمریکا بر سایر اقتصادهای جهان ارائه دهد. رکود اقتصادی در آمریکا و غرب از سال 2007 شروع شد اما در 10 روز اخیر به اوج خود رسیده و درواقع، رکود تبدیل به بحران شده است؛ بحرانی که بدون تردید تبعات آن دامنگیر اقتصاد اروپا و آسیا نیز خواهد شد. آنچه در این مبحث مورد نظر است نه تبعات این حادثه بلکه ریشه یابی و علت این حادثه است. وجود بحران های متعدد و تکرار شده در سال های دور و نزدیک نشانگر این است که این بحران های اقتصادی ادواری است. وجود بحران های ادواری اقتصادی امری است که به تجربه ثابت شده است. اقتصاد نیز مانند آب و هوا دوره های خشکسالی و ترسالی دارد؛ دوره هایی که به فراز و فرود اقتصادی معروف است. بخشی از این فراز و فرود به سرمایه گذاری ها و بازارها بازمی گردد و بخشی دیگر نیز به ساختار و ماهیت صنعت. به اینکه صنعت در چه وضعیتی است و اصطلاحاً پیر است یا جوان، بازدهی بالا دارد یا پایین، مردم در اوج مصرف هستند یا در اوج پس انداز و... که مجموعه این عوامل تشکیل دهنده بخشی از این بحران های ادواری هستند. پس وجود فراز و فرود طبیعی است اما باید توجه داشت که رونق و رکود یک دامنه نرمال است که تغییرات در حوزه این دامنه نرمال بوده و قابل قبول است، اما اگر فراز و فرودها از این دامنه ها فراتر روند غیرنرمال است یعنی یک رکود طبیعی تبدیل به بحران می شود. به عبارت بهتر یک عامل یا مجموعه عوامل موجب می شود رکود تبدیل به بحران شود و از مسیر طبیعی خود خارج شود. همزمانی رکود با یک حادثه غیرقابل پیش بینی می تواند یکی از این عوامل باشد. آمریکا به طور طبیعی در دوره رکود خود طی مسیر می کرد اما با افزایش ناگهانی قیمت نفت که رکود صنعت را به دنبال دارد به یکباره این رکود طبیعی را تبدیل به بحران کرد. همان طور که رکود طبیعی اقتصاد آمریکا در حوزه مسکن خود را نشان داد و با بالا رفتن قیمت انرژی و به طور خاص نفت، صاحبان خانه های بزرگ آمریکایی به فروش این خانه ها و تبدیل آنها به خانه های کوچک تر تمایل پیدا کردند. این رکود و افزایش قیمت انرژی درست زمانی رخ داد که دولت آمریکا با کسری بودجه بالا به دلیل بالا رفتن مخارج نظامی در خارج از مرزهای آمریکا مواجه شده است. مجموعه این حوادث موجب شد رکود اقتصاد از دامنه طبیعی فراتر رفته و تبدیل به یک بحران تمام عیار شود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 11:40 توسط محسن شمشیری
|
|
||