تبليغاتX
اقتصاد ایران - رئیس جمهور ی عدالت و تغییر
تحلیل اقتصاد ایران
محسن شمشیری
 ایرانیان در دوران کودکی، از بزرگ ترها چیستان هایی را می شنوند که پاسخ به آنها پندهای حکیمانه ای را می آموزد و در طول تاریخ، این پندهای حکمیانه سینه به سینه به نسل های بعد منتقل شده است. یکی از چیستان ها، داستان چهار برادر است که دنبال هم می دوند اما هیچ وقت به هم نمی رسند و گنج پر ارزشی را از دل زمین بیرون می آورند که انسان ها بدون آن قادر به زندگی نیستند.
پاسخ این چیستان، چرخ چاه بود که برای کندن چاه و بیرون کشیدن خاک و بالا آوردن آب از چاه و قنات به خصوص در سرزمین کم آبی مثل ایران، از دیرباز مورد استفاده بوده است.
پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما در کنار طرح «چیستان چرخ چاه» می گفتند که در طول تاریخ بشر نیز چهار برادر هستند که به دنبال هم می دوند و یکی پس از دیگری می آیند و می روند و هر 40 سال یک بار تکرار می شوند. برادر اولی جنگجو و مرد کار و عمل و ایجاد تغییرات است و شمشیر و سپر و ابزار کار و تولید دارد و فردی محکم و مقتدر است که هر وقت احساس خطر کند پا به عرصه کار و زندگی می گذارد و به فریاد رسی دیگران می آید.
دومی منورالفکر و اهل قلم و صلح است و دیوان و دفتر و کتاب دارد و به سخنان حکیمانه و شعر علاقه مند است و به دنبال این است که کار و علم و دانش بشر را جایگزین شرایط جنگی و تنش کند و علم و تکنیک را به کار بگیرد.
سومی اهل کسب و کار و بازار و ارتباط با دنیاست و کیسه زر و سینی های پر از سکه طلا و نقره دارد و اصلاحات و تنش زدایی را پیگیری می کند و به دنبال ساخت نهادهای اجتماعی و تقویت آنهاست. چهارمی اما درویش مسلک و فقیر است و لباسی ساده دارد و در آرزوی عدالت و برابری مردم روزگار سپری می کند، گاهی به مردم پول می دهد و به فکر طرح هایی است که پول بین مردم توزیع کند. او گاهی معتقد است که سه برادر قبلی مخالف او هستند و به فکر منافع خود هستند و به فکر مردم نیستند.
شعارهای او با دیگران فرق می کند و به دنبال حل مشکلات دنیاست اما خودش در مشکلات بسیار به سر می برد و فرصت طلایی بسیاری را از دست می دهد و سرانجام جای خود را به برادر جنگجو و مرد عمل و تغییر می دهد... زیرا جامعه از نابسامانی ها و روش برخورد او به ستوه می آید و در این راه هم فقرا و هم روشنفکران، علم تغییر و تحول را به دست برادر جنگجو و مرد عمل و تغییر می دهند تا فرصت های بیشتری از دست جامعه نرود.
این گردش و دور کامل چرخه های اجتماعی جامعه را در یک تحول اجتماعی جدید قرار می دهد و تحولاتی اتفاق می افتد که با دور قبلی فرق می کند.
این داستان های ساده و حکمت آموز در علوم اجتماعی امروز، رنگ و بوی تئوریک به خود گرفته و در مناسبات علمی و سیاسی نیز تا حدودی وارد شده است. برنامه ریزان و اهل دانش هم خوب می دانند که آینده جامعه بدون توجه به عکس العمل های مردم و آنچه در زیر ساخت ها و بدنه اجتماعی وجود دارد قابل پیش بینی نیست. و سیاستمداران و روشنفکرها زمانی موفق خواهند بود که بدانند که مردم در چه عصری به سر می برند و چه انتظاری دارند. به عنوان مثال، اگر مردم در آرزوی تحقق شعار عدالت اقتصادی و اجتماعی باشند، نمی توان از آنها انتظار داشت که به تحقق سخنان و شعارهای اندیشمندان توجه کنند و به جای نان و برابری به دنبال گسترش نهادهای مدنی و آزادی سیاسی و... باشند.
بر این اساس، تاریخ تحولات هر جامعه ای قانونمندی و قواعد خود را دارد و در هر عصر و دوره ای، بدنه اجتماعی و مردم خواسته ها و سلایقی دارند که بدون توجه به توان، روحیه و انتظارات آنها نمی توان برای تحقق شعارهای سیاستمداران و روشنفکران، برنامه ریزی و کار اجرایی انجام داد و در یک مقاله و داستان کوتاه نمی توان همه موارد و قواعد این چهار عصر تاریخی را برشمرد.
برخی از روشنفکران ما نظیر مرحوم علی شریعتی، به چرخه های اجتماعی با عنوان هایی مانند زر و زور و تزویر اشاره کرده و معتقدند این سه عامل سه جبر تاریخی و اجتماعی هستند.
ابن خلدون نیز چند قرن پیش گفته است دوره ها یا عصرهای اجتماعی و تاریخی به طور مستمر در چهار دوره تهاجم، اوج، تجمل ُُاستبداد و انحطاط به دنبال هم می آیند و می روند و باز تکرار می شوند.
جامعه شناسان و فیلسوفان در غرب و حتی در آسیا و هند نیز این چرخه ها یا عصرهای اجتماعی را با نام های جنگجویان، اندیشمندان، زراندوزان و فرودستان نامگذاری کرده اند و ما در این نوشته برای رفع هر گونه سوءتفاهم به چهار نام تغییر، اندیشمندان، طبقات جدید و عدالت خواهی نامگذاری می کنیم تا به کسی برنخورد و هدف خود یعنی وضعیت امواج اجتماعی و انتظارات و مطالبات مردم را تحلیل کنیم.
البته مشخصات یک عصر مثل زور، تغییر، تحول، اوج، جنگجویان در ابتدای قرن 21 با اواخر قرن 20 فرق می کند و نباید انتظار داشته باشیم آنچه حالا بر ما می گذرد با آنچه در ابتدای انقلاب سال 57 و سال های جنگ ایران و عراق گذشت یا مثلاً در 400 سال پیش بوده، دقیقاً یکی باشد اما برخی ویژگی های چرخه های اجتماعی بسیار به هم نزدیک است و تکرار می شود و به ما کمک می کند تا پیش بینی بهتری از تحولات اجتماعی داشته باشیم.
با توجه به این نکات، این پرسش مطرح است که مردم و بدنه اجتماعی ایران در شرایط امروز چه انتظاری را از سیاستمداران مطرح می کنند و اقبال کدام نامزد انتخاباتی و کدام یک از چهار برادر تاریخ به معنی نمایندگی مطالبات مردم، بلند تر است و ما در کدام عصر اجتماعی به سر می بریم.
انتظار تحول همراه با عدالت
انتظارات مردم در حال حاضر ایجاد عدالت و ایجاد تحول و تغییر همزمان با هم است و هر دو درخواست را در بین مردم مشاهده می کنیم و به نظر می رسد مقطع کنونی ترکیبی بین هر دو عصر اجتماعی یعنی عدالت خواهی و تحول خواهی است.
به عبارت دیگر، هم توزیع پول نفت و پرداخت پول 50 یا 70 یا 200 هزار تومان به ازای هر ایرانی، توزیع سهام عدالت به 50 میلیون نفر و هدفمند کردن یارانه ها مطرح است و هم مردم به دنبال تغییر و تحول هستند و معتقدند نمی توان این وضع را ادامه داد و شرایط اقتصادی، سیاسی، روابط خارجی و... باید تغییر کند و جامعه دچار تحول شود.
در عین اینکه با وجود درآمد نفتی 270 میلیارد دلاری چهار سال اخیر و درآمد ارزی 350 میلیارد دلاری کشور هنوز با مشکل تورم، سه برابر شدن نقدینگی، دو و نیم برابر شدن تورم و بیکاری بالای 10 تا 14 درصد و رکود تورمی مزمن روبه رو هستیم، از فرصت طلایی برای بهبود روابط خارجی و ارتباط با همسایگان برای بهبود درآمد ایرانیان بهره نبرده ایم و به جای رشد تولید و اشتغال داخلی با سه میلیون بیکاری و واردات 70 میلیارد دلاری مواجهیم و بسیاری از مشکلات مدیریتی را در داخل داریم اما رئیس جمهور در حالی که شعار حل مشکلات مدیریت داخلی را می دهد، معتقد است باید آمریکا بیاید و با هم بنشینیم مشکلات دنیا را حل کنیم و... اینها از موارد متعددی است که مردم را به طور جدی به فکر تغییر و تحول انداخته است اما در عین حال دولت فعلی معتقد است که مافیا و فاسدان اقتصادی و قدرت های سیاسی اجازه کار نمی دهند و مشکلات مربوط به دولت های گذشته است نه دولت فعلی و به جای پذیرش مسوولیت کار خود در چهار سال اخیر، شروع به افشاگری در مورد دولت های قبلی هاشمی و خاتمی کرده اند تا نظر مردم را جلب کنند.
برخی نامزدها شعار توزیع پول نفت و سهام عدالت و توزیع اوراق مشارکت شرکت های نفتی را داده اند. برخی دیگر معتقدند از وعده های غیرقابل اجرا، گداپروری و دروغ باید پرهیز کرد و باید ساختار بودجه دولت، واردات، روابط خارجی، نرخ ارز و بسیاری از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی را متحول کرد.
در روستاها و در بین بازنشستگان و مستمری بگیران و درآمدهای پایین جامعه شهری، هنوز درخواست ایجاد عدالت، افزایش حقوق، وام بانکی و.... وجود دارد و در جوامع شهری موضوعات اجتماعی مانند حذف گشت ارشاد، حقوق شهروندی و حقوق بانوان، کاهش واردات، رشد کسب و کار و.... به عنوان انتظارات مردم مطرح شده است.
شاخص های اقتصادی که در چهار سال اخیر با افت، رکود و تنزل مواجه شده اند در آستانه انتخابات و احتمال پیروزی نامزدهایی جز رئیس جمهور فعلی، با تحرک هایی مواجه شده اند و شاخص بورس تهران پس از سه هزار واحد کاهش در چهار سال اخیر، با افزایش نسبی در روزهای اخیر مواجه شد.
چه کسی رئیس جمهور می شود؟
بر پایه این نکات، می توان پیش بینی کرد دو نامزد جناح اصلاح طلب که شعار تحول و عدالت را همزمان با هم داده اند از اقبال بیشتری برخوردارند و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی که در ماه های اخیر هم شعار عدالت و کرامت انسانی، بهبود وضع معیشتی مردم و همزمان و جدی تر از دیگران ضرورت تغییر و تحول در ساختار سیاسی و تصمیم گیری و بودجه و عملکرد دولت را مطرح ساخته اند از اقبال بیشتری برخوردارند زیرا از نظر گردش چرخه های اجتماعی، جامعه ما یک دوره چهار ساله یا بیشتر را در دوره فرودستان یا عدالت خواهی به سر برده است و اینکه دولت آینده دولت تحول خواه خواهد بود یا دولت عدالت خواه، بستگی به رای مردم دارد و باید بررسی دقیق انجام شود تا بدانیم مردم کدام مطالبات را بیشتر مطرح کرده اند. تغییر یا عدالت؟
اگر دولت فعلی به کار خود ادامه دهد به این معنا است که برای مردم ایران هنوز موضوع توزیع پول، افزایش حقوق و وام بانکی، توزیع سهام عدالت و... اولویت دارد و تغییرات ساختاری هنوز اولویت اساسی پیدا نکرده است و سیاست دولت احمدی نژاد در روابط خارجی با دنیا مورد تایید مردم است.
اما اگر حضور مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیش از دوره نهم باشد و کسانی که انتخابات را در دوره قبل تحریم کردند پای صندوق های رای بیایند و به تغییر و تحول رای بدهند قطعاً نتیجه انتخابات عصر تحول اجتماعی را رقم خواهد زد و ما به چرخه تحول و تغییر (عصر جنگجویان) خواهیم رفت.
در دو هفته گذشته شور و حال انتخابات بیشتر شده و حتی کسانی که در دوره های گذشته رای نداده اند ابراز تمایل به مشارکت در انتخابات کرده اند و برخی صاحب نظران نتیجه انتخابات را از حالا به نفع تحول گرایان پیش بینی و رای مردم ایران را تغییر وضع موجود ارزیابی کرده اند.
اگر نتیجه انتخابات تداوم دولت فعلی باشد قطعاً در دوره بعد تحول گرایی و تغییرات شدید بیش از دوره دهم انتخابات مطرح خواهد شد و خواست مردم با قدرت بیشتری ابراز خواهد شد زیرا بسیاری از گروه های اجتماعی خواستار تغییر هستند. در دوره فعلی تحول خواهی و شعار تغییر همزمان با توزیع سهام نفت و عدالت و افزایش درآمد مطرح شده است چنانچه اگر مشارکت مردم و به خصوص تحول خواهان بیشتر باشد دولت آینده بر مبنای تغییر و تحول ساختار موجود شکل خواهد گرفت.
به عبارت دیگر سه دهه پس از پیروزی انقلاب، چرخه های اجتماعی یا چهار برادر تاریخ یک دور کامل را چرخیده اند و جالب آنکه کسی نامزد این دوره شده و احتمالاً سکان دولت مبتنی بر تحول و تغییر را به دست می گیرد که در دوره اول انقلاب به عنوان نخست وزیر هشت سال جنگ یک دوره تحول و انقلاب را در دولت جمهوری اسلامی مدیریت کرده است.
این نکته از پرسش های جالب تاریخ ماست که چرا میرحسین موسوی در تمام چرخه های اجتماعی 20 سال گذشته شامل چرخه اندیشمندان (هاشمی رفسنجانی)، دوره اصلاحات (خاتمی) و دوره عدالت طلبی (احمدی نژاد) با وجود اصرار دانشجویان و احزاب و حتی دوستان او در صحنه انتخابات حاضر نشد و 20 سال سکوت کرد و درست در زمانی به صحنه آمد که خاتمی برای بار دوم پا به میدان گذاشته بود و از آن مهم تر وقتی در صحنه حاضر شد که از نظر گردش چرخه های اجتماعی، دوباره عصر تحول یا تغییر یا جنگجویان فرا رسیده است و ویژگی این دوران از جهاتی شبیه همان دوران سال های 68-1361 است و درآمد نفت کم، کسری بودجه زیاد و دولت، بیکاری و تورم و... شباهت هایی را بین این دو دوره ایجاد کرده است. البته مشکلات آن سال ها به خاطر جنگ، انقلاب، تحریم، شوک کاهش قیمت نفت و... به وجود آمده بود اما مشکلات دوره فعلی به خاطر عملکرد نامناسب دولت احمدی نژاد در رشد شدید واردات، حجم بودجه دولت، تسهیلات بانک ها و نقدینگی و تورم، بیکاری و فشار بر بخش تولید داخلی، ایجاد تنش و کاهش رتبه شاخص ریسک اقتصادی و سرمایه گذاری و عدم استفاده درست از درآمد نفت به وجود آمده است. اگرچه موسوی پس از 20 سال سکوت پا به عرصه عمل گذاشته است اما او این بار نسبت به گذشته پیر شده و در مناظره با احمدی نژاد نشان داد حوصله سال های جنگ را ندارد و دیگر مثل سال های دهه 60 شخصیتی کاریزما نیست و این موضوع را جوانانی که زیر 30 سال سن دارند، نمی دانند که او که بوده و چگونه در سال های جنگ دولت را اداره کرده است؟ جامعه ما تغییر کرده و موسوی از نحوه برخورد رئیس جمهور ایران در انجام وظیفه و حتی در مناظره متعجب است و این وظیفه نسل به جای مانده از جنگ و سال های گذشته و فداکاری و وظیفه طرفداران اوست که به جوان تر ها بگویند موسوی محصول کدام عصر است؟ عصری که مرزهای ادب و اخلاق و حقوق مردم محترم شمرده می شد و امید به آینده و با هم بودن بیش از امروز وجود داشت.
نامزدهای انتخابات نیز باید بدانند دولت آینده باید دولت امید و دولت عدالت و تغییر باشد و در هر حال باید به مردم وعده دهند که هم به عدالت و هم به تغییر توجه خواهند داشت زیرا مطالبات مردم ایران در این عصر عدالت همراه با تغییر است.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:36  توسط محسن شمشیری  |